الشيخ علي اكبر النهاوندي

175

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

شد ، تا اين‌كه بعضى از كسانى كه به امامت او قايل بودند ، از آن برگردند . پس اگر اين غيبت را نكند ، طعنى در امامت پدران آن جناب و خودش خواهد بود . بنابراين در اثبات امامت و صحّت غيبت او بر مخالفينش ، غيبت حجّت براى ايشان و براى آن حضرت حاصل شد . با آن‌كه آن جناب بر نحو يقين با خداى تعالى حاضر است و جز اين نيست كه كسى غايب شده كه او را به جهت غيبتش از متابعت آن حضرت و پروردگار عالميان ، از خلق ملاقات نكرده است . اين ناچيز گويد : فرمايش آخر او را ملاحظه نما كه چگونه صريح است در امكان رؤيت براى كسى كه از او و پروردگار ، متابعت نمايد . [ كلام تسترى در مادهء نزاع ] كلام حاسم للنزاع منقول عن كشف القناع بهترين كلامى كه مادّهء نزاع را در امكان رؤيت امام زمان و عدم آن در غيبت كبرا حسم مىنمايد ؛ كلام شيخ جليل و عالم نبيل ، شيخ اسد اللّه تسترى صاحب مقابس است ، زيرا آن مرحوم در كتاب كشف القناع فى اقسام الاجماع در ضمن اقسام اجماع - غير از اجماع مصطلح معروف - مىفرمايد : سوّم از آن‌ها اين‌كه براى يكى از سفراى امام غايب - عجّل اللّه فرجه - علم به قول او حاصل شود ؛ يا به جهت نقل كردن مثل او ، برايش در نهانى يا به سبب توقيع و مكاتبت و يا به شنيدن شفاهى از خود آن جناب ، بر وجهى كه منافى امتناع رؤيت در زمان غيبت نباشد يا آن علم براى بعضى ، از حملهء اسرار ايشان حاصل شود و تصريح كردن به آن‌چه بر آن مطّلع شده ، آشكارا نسبت دادن آن قول به امام عليه السّلام و اتّكال كردن در ابراز مدّعى خود به غير از اجماع از ادلّهء شرعيّه ، به جهت موجود نبودن آن‌ها ، برايش ممكن نباشد ؛ در اين هنگام ، اگر او مأمور به اخفا نباشد يا مأمور به اظهار باشد ، البتّه نه به نحوى كه فاش شود ؛ جايز است آن قول را در مقام احتجاج ، به صورت اجماع ابراز كند ؛ از جهاتى مثل ترس از ضايع شدن آن قول ، جمع ميان امتثال امر به اظهار حقّ به قدر